تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

مارکس :
مجازات مرگ یک وسیله ترور است ، وهیچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نیست

چون این روزها مساله اعدام ومجازات اعدام مطرح است ترجمه زیر را از آلمانی از سایت ا ینترنتی فوروم مارکس به زبان آلمانی تا حد توان ترجمه کردم که در زیر میخوانید
http://www.marx-forum.de/marx-lexikon/lexikon_t/todesstrafe.html


مجازات مرگ یک وسیله ترور است ، وهیچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نیست
این بسیار .. سخت است وابدا غیر ممکن است ، یک پرنسیبی قرار داد که بوسیله آن بتوان این حق را قائل شد ویا هدفی را برای آن مشخص کرد که مجازات مرگ در یک جامعه متمدن افتخار آمیز را بتواند مستدل کند. مجازات بطور عادی-مجازات - این گونه مورد دفاع قرار میگیرد که یک وسیله برای بهتر نمودن ویا ترساندن است . اما کدامین حق را کسی دارا میباشد که مرا مجازات کند ، تا دیگران را بهتر کند ویا بترساند؟ بعلاوه چیزی بنام آمار وجود دارد ، واین در تاریخ نشان میدهد که ، هردو کاملا وتماما این را ثابت میکنند ،جهان از زمان (کاین) بوسیله مجازات نه بهتر شده است ونه ترسانده شده است . کاملا برعکس ..
اگر ما در مورد مسائل بطور روشن سخن بگوییم و از در پرده سخن گفتن امتناع کنیم ،در این صورت مجازات یک وسیله دفاعی جامعه است علیه نقض شرایط زندگی ، هرچیزی که محتوی آن میخواهد باشد.


اما این چه چامعه ای است که وسیله بهتری برای دفاع از خود جز جلاد نمیشناسد..؟
زمانی که  ...تبهکاری در اعداد ورقم بزرگ بررسی شوند،در تکرار و نوع تکرار آن نشان میدهد که ..
این الزام وجود ندارد –بجای اینکه جلاد را مورد تجلیل قرار دهیم ، که یکسری تبهکاری را از بین ببرد، که برای تبهکاری جدیدی مکان ایجاد کنیم ، بایستی که در مورد چنین سیستمی فکر کنیم که چنین تبهکاری را تولید میکند؟
کارل مارکس ، مجازات مرگ 
نادر هدایت ، هفدهم اکتبر دوهزار ونه
www.naderhedaiat.tk

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرامی باد یاد انقلاب اکتبر و بر پایی اولین حکومت شورائی کارگری

 پویا محمدی

16 آبان برابر با 7 نوامبرمصادف است با 92 مین سالگرد انقلاب کارگری اکتبر 1917 روسیه.

91 سال پیش درحالی که جنگ جهانی اول که از طرف قدرت های امپریالیستی رقیب به خاطر تجدید تقسیم جهان برپا شده بود و بشریت را با بربریت نوینی مواجه کرده بود، زمانی که مصائب عظیم جنگ کارگران را در اروپا به طرف یک بیداری جدید سوق داده و اعتراض و غلیان علیه جنگ ، علیه مناسبات ظالمانه و علیه سرمایه و حکومت های آن داشت سر بر می آورد ،  طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش در روسیه تحت رهبری و سازماندهی کمونیست ها وحزب بلشویک و در رأس آن لنین درادامه نزدیک به دو دهه مبارزات سخت و خونین توانستند نه فقط استبداد تزاری ، بلکه دستگاه دولتی و سیاسی سرمایه داری حاکم را به زیر بکشند و حاکمیت کارگران واقشار مردم رنجدیده و تحت ستم  را در روسیه مستقر سازند.

بدین ترتیب با درهم کوبیدن ماشین دولتی بورژوائی ، انقلاب کارگری روسیه یک گام بزرگ به جلو نهاد و در جهان نابرابر و پر از زور و ستم ، افق روشن جامعه ای برابر و آزاد را نوید داد. برای نخستین بار مردم محروم و فرودست جامعه امکان یافتند تا در سرنوشت خویش دخالت کنند ، در شوراها متشکل شوند و از این طریق قدرت و اراده خویش را اعمال نمایند. همه جا ازشوراها، بلشویک ها و انقلاب صبحت می شد. همبستگی بین المللی کارگران و توده های محروم جامعه ، سرود مشترکی شد که از گلوی دهها میلیون انسان بیرون می آمد.

 نقطه عطفی در تاریخ، بزرگترین رویداد قرن بیستم و تحولی عظیم در جامعه بشری!

بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

علیه اعدام، سرکوب ها و احکام بی شرمانه علیه فعالین جنبش کارگری و دانشجویی

جنبش اعتراضی مردم ایران علیه دیکتاتوری و فساد سیاسی- اجتماعی سرمایه داری اسلامی بی وقفه به پیش می رود و در طی این روند اشکال و شیوه های نوینی را در هر مرحله به نمایش می گذارد و دیکتاتوری را لحظه به لحظه سردرگم تر می کند.

در زمانی که مبارزات خیابانی مردم در قالب تظاهرات هایی با فواصل طولانی تر صورت می پذیرفت، جنبش دانشجویی وارد عرصه پیکار کردید و از آغاز سال تحصیلی جدید، هر روزه شاهد اعتراضات و مبارزات پیاپی دانشجویان هستیم که دانشگاه به دانشگاه، در اعلام هم بستگی با یکدیگر و هم بستگی با جنبش پیشرو و توده ای مردم صورت گرفته است.

دانشجویان به درستی دریافتند که باید شعارهای مردم در خیابان ها را در دانشگاه ها از آن خود کنند و در پی فریاد زدن و پیگیری  خواست ها و مطالبات کارگران، زنان، معلمان، و تمام آحاد مردم برای برای آزادی و برابری باشند.

جنبش کارگری نیز در طی چند ماه اخیر پس از کودتای انتخاباتی یکی از بحرانی ترین و حساس ترین مقاطع را در حیات سیاسی و اجتماعی خویش از سر گذرانده است. از یک سو وضعیت معیشتی و اقتصادی کارگران آنان را به سمت اعتصابات پیاپی در مراکز تولیدی و صنعتی کوچک و بزرگ کشانده است و از سوی دیگر، حضور کارگران در اعتراضات اخیر، اگرچه غیر سازمان یافته و بدون تشکل های طبقاتی شان، آنان را به مبارزات عمومی و ضد دیکتاتوری پیوند داده است  و افق مبارزاتی جدیدی را به روی آنان گشوده است. به همین جهت اعتراضات و مبارزات کارگران در دوره نوینی که در آن به سر می بریم رو به افزایش، تشکل یافتگی و نضج گرفتن است.

دولت کودتا نیز از لحظه آغاز خروش میلیونی مردم دائما تلاش نموده است که سرکوب سازمان یافته خود را برای متوقف کردن سیل خروشان مردم معترض و جنبش های اجتماعی به کار ببندد.

 اکنون که دولت کودتا در اوج سردرگمی و اغتشاش بین المللی، منطقه ای و داخلی به سر می برد، پس از آن که شماری زیادی از مردم آزادی خواه را در خیابان ها آماج گلوله های خود قرار داد، بعد از کشتار، به زندان افکندن، شکنجه و مفقود نمودن عده کثیری از زنان و مردانی که تنها آزادی خود و برابری  را طلب می کردند، اکنون نوبت به جنبش های اجتماعی و به ویژه فعالین و پیشروان جنبش کارگری و دانشجویی رسیده است که در معرض احکام سنگین و بی شرمانه زندان قرار گرفته اند.

احکام سنگین زندان، 2-5 سال که به ویژه برای دانشجویان چپ در یک ماه اخیر صادر شده است، احکام انضباطی و محرومیت از تحصیل  و سرکوب شدید، در کنار ایجاد فضای فوق امنیتی در دانشگاه ها، همگی تمهیدات دولت کودتا علیه اعتراضات پیوسته و مبارزات جاری و اخیر دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور است که دولت کودتا را به زانو درآورده است.

هم چنین دستگیری فعالین کارگری، سرکوب اعتصابات و صدور احکام زندان بی شرمانه برای فعالین کارگری نیز در ادامه پروژه سرکوب جنبش ها توسط دیکتاتوری اسلامی هدفی جز پایان دادن به اعتراضات به حق مردم را دنبال نمی کند.مجموعه این سرکوب ها، اعم از سرکوب های سیاسی و سرکوب جنبش های اجتماعی و اقدام جهت مقابله و از میان برداشتن نهادهای اجتماعی نظیر« ان .جی. او» ها که به ویژه در عرصه حقوق کودک و مبارزه علیه استثمار و آزار بی شرمانه کودکان فعالند، با تلاش دولت کودتا برای ایجاد یک فضای ارعاب عمومی دنبال می شود که اعمال مجازات اعدام، به ویژه اعدام کودکان و نوجوانان است.

مجازات اعدام، به مثابه قتل سازمان یافته یکی از شنیع ترین ابزار هایی است که در دست حکومت های دیکتاتوری، با روندی جنون آمیز به پیش می رود و فاجعه بار ترین نوع آن اعدام نوجوانان می باشد، که ایران به مدد حکومت سرکوبگر سرمایه داری اسلامی، در جهان پیشگام آن بوده و رتبه نخست را  به نسبت جمعیت دارا می باشد و شاهد آن هستیم که فشارها و توصیه های نهادهای صوری بین المللی تا چه حد در ممانعت از آن نا توان و ناکارامد است.

همه این تلاش های مذبوحانه که از سوی دولت کودتا صورت می پذیرد نشان از گرفتار شدن دولت کودتا در یک دور باطل دارد که نه بازگشت به عقب و شرایط پیش از کودتای انتخاباتی برایش میسر است و نه پیش روی و متوقف کردن اعتراضات مردم که به سمت هرچه متشکل تر شدن و رادیکال شدن حرکت می کند.

جنبش عمومی مردم ایران علیه دیکتاتوری به پیش می رود، فضای ارعاب و سرکوب های وقیحانه سرمایه داری اسلامی، نمی تواند سدی در برابر اعتلای این جنبش باشد، جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش کارگری هرچه متشکل تر می شوند و مبارزات به هم پیوسته نیروهای پیشرو در جنبش ها، نیرومندی این مبارزات را تضمین می کند. جنبش کارگری نیز سرانجام همان گونه که عموم حاضرین در جنبش توده ای از آن انتظار دارند، پیشگام این مبارزه خواهد شد و گامی بلند به سوی افق نوین مبارزات طی سی سال گذشته خواهد برداشت.

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران، ضمن محکوم کردن سرکوب و احکام بی شرمانه علیه فعالین جنبش کارگری و جنبش دانشجویی، ضمن اعلام انزجار از اعدام های افسار گسیخته و جنون آمیز دولت کودتا ،  از مبارزات ضد دیکتاتوری مردم برای خواست آزادی و برابری و حقوق دموکراتیک دفاع می کنند، با جنبش مقاومت و مبارزه علیه دیکتاتوری اعلام پیوند و هم بستگی نموده   و تمام تلاشمان را برای پیشبرد خواست های عمومی جنبش های اجتماعی و مردم آزادی خواه مبذول می نماییم و در تمام حرکت هایی که رو به این افق دارند فعالانه شرکت خواهیم جست.

 زنده باد مبارزات توده ای مردم علیه دیکتاتورِی!

زنده باد آزادی و برابری!

زنده باد سوسیالیسم!

 دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

http://www.socialist-students.com

آبان 1388

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

13 آبان میدان کشاکش سه نیرو

 

همانطور که پیش بینی می شد 13 آبان به میدان کشمکش سه نیرو تبدیل شد. رویکرد قدرت حاکمه از قبل روشن بود، چند روز مانده به 13 آبان مقامات مختلف رژیم نسبت به هرگونه حرکت اعتراضی در 13 آبان هشدار دادند. "احمد جنتی" امام جمعه موقت تهران، "احمدی مقدم" فرمانده نیروی انتظامی، "علی فضلی" یکی از فرماندهان سپاه پاسداران، "مرتضی تمدن" استاندار تهران، "صالح جوکار"، رئیس بسیج دانش‌‌آموزی و "علیرضا اکبرشاهی"، رئیس پلیس استان تهران هر کدام به نوبه خود اما در یک اقدام هماهنگ نسبت به برگزاری هرگونه تظاهرات اعتراضی در 13 آبان هشدار دادند و اعلام کردند که با هر گونه تجمع غیر قانونی مقابله خواهند كرد.

 در ادامه این تهدید ها گزارشات امروز از تهران حاکی از آن است که اینبار نيروهای ارتش نیز به نيروهای سپاه و بسيج در خیابان ها افزوده شده اند.

نيروهاي سركوبگر گارد ويژه نيروي انتظامي و سپاه پاسداران ضمن يورش وحشيانه به تظاهركنندگان در ميادين فردوسي، انقلاب، وليعصر و هفت تير ونيز خيابانهاي مختلف تهران از جمله كارگر شمالي، كريمخان زند، مفتح و طالقاني اقدام به ضرب و شتم معترضان نمودند و جهت متفرق ساختن آنان از گازاشك آور استفاده كردند و تعدادي را نيز بازداشت نمودند.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:44 PM  توسط محمد ولدی 

انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی

به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر

حسن معارفی پور

انقلاب اکتبر به حق بزرگترین انقلاب کارگری دنیا و یکی از رویدادهای عظیم در تاریخ جامعه ی بشری و از بزرگترین دستاورد ها برای طبقه ی کارگر و کل کمونیسم جهانی است.این انقلاب به رهبری حزب بلشویک و لنین به مثابه ی راهنما،رهبر و آژیتاتور آگاه این حزب و طبقه ی کارگر روسیه به پیروزی رسید.فارغ از تمام نقدهایی که ممکن است از زوایای مختلف به این انقلاب وارد باشد دستاورد های این انقلاب برای بشریت و طبقه ی کارگر در تمام زمینه ها انکار ناپذیر است.هیچ کس نمی تواند آزادی هایی که این تحول عظیم برای طبقه ی کارگر و کل زحمتکشان روسیه به دست آورد را انکار کند.بقیه در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمینه های شکل گیری جندالله و انجام عملیات انتحاری در استان سیستان و بلوچستان

......//اقدامات ضد انسانی حکومت جمهوری اسلامی علیه مردم بلوچ از ذات یک حکومت مذهبی خدمتگزار سرمایه‌ نشات گرفته است. نفرت، کینه و مبارزه‌ جوئی آنان علیه رژیم امری کاملا رواست، اما نباید اجازه داد که این کینه و مبارزه جوئی دستمایه‌ گروههای مرتجعی نظیر جندالله گردد که تمام اقدامات آن علیه منافع واقعی مردم میباشد. این حمله‌ انتحاری دوباره به نیروهای سرکوبگر بهانه و امکان خواهد داد تا بندهای امنیتی و اقدامات سرکوبگرانه را تشدید کنند. پیام خامنه‌ ای، سخنانان و پیامهای مقامات نظامی و سخنان سایر مسئولین جمهوری اسلامی نشانه‌های شوم این امرند. کارگران و مردم آزاده در بلوچستان باید با کمک سایر کارگران مبارز و نیروهای آزادیخواه و کمونیست دست به ایجاد تشکلهای طبقاتی خود بزنند و با پیشبرد یک مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی برای احقاق حقوق خود بکوشند، زمینه‌ فعالیت گروههای مرتجع را بخشکانند و در عقب راندن جمهوری اسلامی و به گور سپردن آن نقش شایسته‌ خود را ایفا کنند.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10:37 AM  توسط محمد ولدی  | 

نقد پایه های تئوریک ناسیونالیزم

(مصاحبه با عبدالله شريفى ،،،بخش اول)

(مصاحبه با عبدالله شريفى ،،،بخش دوم)

(برگرفته از وبلاگ علیه ناسیونالیسم)

http://antinasunalizm.blogfa.com/

با سلام و خسته نباشید خدمت رفیق عبدالله شریفی. قبل از هر چیزاز شما تشکر می کنیم از این که دعوت ما را قبول کردید و در این مصاحبه شرکت کردید.

 بهتر است سخن را بااین مقدمه شروع کنم که در این سیکل زمانی بیش از پیش نقد پایه های نظری و پراتیکی ناسیونالیزم در همه اشکال وجودیش بدین دلیل ضروریست که حقیقتا به صورت روزمره در ضدیت با افکار برابری طلبانه،رادیکال و سوسیالیستی بوده و بشیوه سیستماتیک در همه اشکال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قد علم میکند،بنابراین نقد پایه های تئوریک ناسیونالیزم هم بدینسان به ضرورتی عاجل تبدیل شده و ما دست اندرکاران این وبلاگ را به پیگیری بیشتر در زمینه ی نقد و بررسی ناسیونالیسم به عنوان یکی از ایدئولوژی های نظام بورژوایی از منظر کمونیسم علمی وا داشته است.

نقد استراتژی و تاکتیکهای ملی گرایانه و قومی از ابتدا مورد نقد شدید کمونیستها بوده و در این زمینه،آثار و مقالات گرانبهایی نوشته شده و این مصاحبه هم در راستای هر چه بیشتر شناساندن ناسیونالیزم بمثابه اندیشه ای که انسانها را بر اساس زبان، رنگ، قوم و ملیتهای مختلف از هم تفکیک و بر این اساس نابرابر،نژاد پرستانه، فاشیستی و ضد بشری، تقسیم و نگاه میکند، صورت ميگيرد۔

ما اين مصاحبه را به دليل حجم زياد در دو بخش انجام خواهيم داد، بخش اول بيشتر به مباحث پايه اى تر و تاريخى تر اختصاص داده شده است، ما در بخش بعدى ناسيوناليزم ايرانى و ناسسيوناليزم كرد در دو حوزه جغرافيايى عراق و ايران را در پرتو اوضاع سياسى جارى در ايران و منطقه همراه با رفيق عبدالله شريفى به بحث و تبادل نظر خواهيم پرداخت۔

 

سوال اول، وبلاگ آنتى ناسيوناليزم: ناسیونالیزم به معنای دقیق کلمه از چه زمانی وارد عرصه ی فعالیت اجتماعی وسیاسی شد،از چه چیزی مشتق شده و ریشه های سربراوردن چنین دیدگاهی در چه اوضاع و احول بین المللی رشد و نمو کرد؟تعریف شما به عنوان یک کمونیست از ملت چیست، وملت را محصول چه روندى ميدانيد؟آیا شما مقوله ای به اسم ملت را به رسمیت می شناسيد؟

عبدالله شريفى:

با تشكر از شما عزيزان!

براى ما اساسا طرح اين گونه سوال و جواب، در متن جدالى تاريخى و طبقاتى جهت راه يافتن بر حقيقت وپرتو افكندن برخرافات مستتر از روايات طبقاتى از زاويه منافع زمينى طبقات متناقض و متضاد مد نظر است۔ نقد ماركسيستى از ناسيوناليسم، بخشى از مبارزه جهت هموار كردن راه پر تلاش انسان در مسير رهايى و آزادى كامل معنى پيداميكند۔ به همين دليل براى يك جنبش سياسى دخالتگر كه خواهان لغو هرگونه تبعيض و ستم است بررسى اين گونه مفاهيم را نه صرفا آكادميك بلكه از زاويه سياسى و اجتماعى، و در متن يك كشمكش طبقاتى بايد پيگيرى كند۔

هر چند ممكن است بررسى تخصصى تر لازم باشد اما فكر نميكنم اينجا منظور شما بررسى جامعه شناسانه و تخصصى در اين زمينه باشد۔ بدون ترديد جواب در قلمرو سياست نه تنها در تناقض با عرصه جامعه شناسانه مساله نيست بلكه قاعدتا مكمل هم مى باشند۔

اگر اين هدف را در اين جدل بپذيريم آنگاه ناچار بايد بعنوان فعالين سوسياليست و جانبدار حقيقت انتظار اين باشد كه ببينيم اين مفاهيم چه جايگاهى نزد ما دارند و نقد ما چه تاثيرى بر عمل اجتماعى بسوى عبور از اين معضلات سياسى باقى ميگذارد۔ با اين مقدمه به جواب سوال ميپردازيم۔ بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 11:45 AM  توسط محمد ولدی  |