تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

 حکایت مهریه

 و راه کارهای مجلس شورای اسلامی

نيلوفر آشتى

به نقل از به پيش! شماره ٧، ٢٠ مهر ١٣٨٤

در دی ماه سال گذشته، ٣٨ نماینده مجلس فوریت طرحی به نام "طرح تسهیلات ازدواج جوانان" را امضا کردند. این طرح دارای ١٦ ماده و یک فوریت بود. بنا به این طرح می بایست کمیته ای به نام "کمیته سامان ازدواج" در هر محله ایی تشکیل می یافت و وظیفه اش تعیین میزان مهریه در هنگام ازدواج می بود.

گویا نمایندگان مجلس پس از شنیدن خبر بالا رفتن سن ازدواج در دختران و پسران،.........


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 4:31 AM  توسط محمد ولدی  | 

سرمایه داری به کجا می رود؟

(بخش۱)

روزنامه فیگارو*- ترجمه ویدا فرهودی

مارکس، این اندیشمند و نظریه پرداز بزرگ، روند اجتناب ناپذیر پیشرفت به سوی

 جهانی شدن را از همان زمان، پیش بینی کرده بود

 

پرسش: دلیل توجه شما به مارکس، در موقعیت کنونی چیست؟

 

ژاک آتالی: در واقع باید بگویم که من هرگز مطالعه ی او را کنار نگذاشته ام. هر قدر، به مرور زمان و بیش از پیش، وارد عصر جهانی شدنی می شویم  که چنین مخاطره آمیزو افسار گسیخته ، با خشونتی فردگرایانه و وحشی همراه است، اندیشه ی او اعتبار بیشتری می یابد هرچند، مدتی به واسطه ی حکومت های استبدادی ای که تحت لوای نامش ایجاد کرده بودند، به سایه رانده شده بود. در برابر چالش های جدید، برای ایفای نقش موثر در حرکت جهان، باید سعی درآمیختن اندیشه و عمل داشت- کاری که مارکس ، در دوران خودش، انجام داد.- اندیشه بدون عمل به معنای تسلیم بر سستی و پستی یا دلخوشی به باز خوانی اورادی چند است. عمل بدون اندیشه نیز به منزله ی تبدیل شدن به عروسک خیمه شب بازی در دست کسی است که پیش از ما اندیشیده است. دلیل توجه من به مارکس، در وهله ی نخست، این است که او نمونه ای از تسلط موفقیت آمیز براین دوگانگی را ارائه می کند. برای فهم قرن نوزدهم، شناختن زندگی او لازم است. شناختن آثارش نیز امکان تحلیل وحشیگری ها وخشونت های قرن بیستم و درک وعده ها وامیدواری ها برای قرن بیست و یکم را برایمان فراهم می سازد .

..................... 


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 4:11 AM  توسط محمد ولدی  | 

لغو مجازات اعدام

بخشی از مصاحبه منصور حکمت درباره لغو مجازات اعدام

 منصور حکمت: خيلى روشن است.

مجازات اعدام قتل عمد است. از پيش تصميم

ميگيرند کسى را بکُشند و ميروند سرِ روزِ

معينى طى مراسمى ميکُشند. اين براى کسى

 که با قتلِ نفس مخالف است يک عقيده طبيعى

و يک نتيجه منطقى است که بگويد مجازات

اعدام بايد لغو بشود،

چون اين هم يک جور قتلِ نفسِ آگاهانه با نقشه

قبلى است.

..................ادامه


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  جمعه 28 بهمن1384ساعت 3:29 PM  توسط محمد ولدی  | 

                                                         

 

      يک سيستم «علمی»ی

    عرق ريختن

 

                   و. ای. لنين   

 

 

 

 

سرمايه‌داری آمريکا از سرمايه‌داری همه‌ی کشورهای ديگر پيشرفته تر می‌باشد. عظيم ترين توسعه‌ی

تکنولوژی و پيشرفت آن با بيشترين شتاب، فاکت‌هايی می‌باشد که اروپای کهن را به الگوبرداری از

يانکی ها وادار می‌سازد. ولی آنچه که بورژوازی اروپا در اين تقليد به عاريت می‌خواهد، نه نهادهای

دموکراتيک آن کشور يا آزادی سياسی و نه حتی نظام سياسی جمهوريخواه است، بلکه آنچه که

بورژوازی اروپا شيفته آن است، جديدترين روش های استثمار کارگران در آمريکا می‌باشد.

موضوعی که امروز بطور وسيع در..........


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 10:30 PM  توسط محمد ولدی  | 

تصوير يك زناشويى

براتیگان

بيچاره دخترك! در توكيو بخت با او هيچ يار نبود. وقتى ديدمش، خيال كردم يك پسربچهء چاق و زشت است. تقريبا ده ثانيه طول كشيد تا متوجه شدم يك دختر است ـ بيست ساله تقريبا. سخت مى شود سن و سال خانم هاى ژاپنى را حدس زد.
وقتى كشف كردم آن موجود دختر است، قلبم تپيدن را فراموش كرد.
قدش بود يك متر و هفتاد و پنج و وزنش بود صد و نمى دانم چند كيلو. كسى همراه او بود كه قيافه و جنسيتش را به كل فراموش كرده ام. چون، وقتى فهميدم اين موجود يك دختر است، چيزها و اشخاص ديگر همه اهميت خود را يكباره از دست دادند.
او شلوار جين پوشيده بود و يك تى شرت سفيد. نمى دانم چرا لباس هاى تنش را وصف مى كنم. لباس هاش اصلا اهميت ندارد. اينها همه كلمات پوچ است. احتمالا لباس هاى او را با اين قصد ناخودآگاه وصف مى كنم كه مجبور نشوم چيزى را بنويسم كه قصد دارم بنويسم.
وقتى دخترك از كنارم رد شد، لبخند زد و من ديدم دندان هاى جلوش به كل ريخته است. دهانش فقط يك حفرهء صورتى بود در قارهء آسيا.
مى دانم انسان هايى بدبخت تر از اين دخترك در دنيا پيدا مى شوند، و دخترك احتمالا كس و كارى داشت و دوستانى داشت كه مى توانند به يك دختر چاق و زشترو محبت كنند و او را دوست بدارند ـ دخترى كه شبيه يك پسربچهء زشت است و دندان هاى جلوش هم به كل ريخته و احتمالا يك روز اين دختر هم شوهر مى كند به مردى كه خاطرخواه دختران زشترو و بى دندان است.
شايد اين دختر شبيه شما باشد كه اين داستان را مى خوانيد و شايد شما خواهر يا برادر دوقلوى او هستيد و ممكن است گاهى نتوانيد خود را از او بازشناسيد و براى همين گاهى گيج مى شويد و براى پيدا كردن هويت گمشده تان سعى مى كنيد به اين نكته پى ببريد كه كى به كيست و اصلا دنيا دست كيست
 
+ تهیه شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 10:30 AM  توسط محمد ولدی  | 

 

                             

      زیبـــــاترین چیــز بــرای انســان زندگـــی اســـت.                           

 زندگی فقط یک بار به او داده می شود پس باید انرا چنان گزراند

 که سالهای بهــــــدر رفته عمر موجب عزاب دردناک نگردد و  در                

 پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگــــــی بتوانیم

 بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان، صرف مبارزه  

در راه رهایــــــــــــــــی بشــــــــــــــــــــــــریت بــوده اســــت.                              

چون تصادف یا حادثه ای تراژدیک می تواند رشته انرا بگسلــد و....

                                                                                   

                                 مـــــارکـــــــــــس                             

                       

                             

+ تهیه شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 4:11 AM  توسط محمد ولدی  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من تو را در هاله ای از خرافات  نمی بینم که اینگونه  دیوانه ام

 

 

 

رنگین کمانی که بر پایه  چنین  ابهام  ی رنگ می نوازد، تو را در

رفـرم کـدام جملـه بازتـاب داد که بدین سان سعـی در عجیـن

 

                             خطیدُر مانند شده ای

 

تو خطاب کدام ستاره ای که در مابین راه شیری مُـنوٌر شده ای

 

تو طوفان کدام وسعتی که اینچنین مخرب نوین ابیات ناب هستی

 

من تو را در جریان شبـگرد تنها نیافته ام که به ارامی جمله تـو را

 

                                  در سرای بردگان به تفسیر کِشم

 

 

 

من تو را با اندیشه ای تهی نیافته ام که به ارامی ه نوشته ای

 

                          جملاتی درخور ننویسم

 

 

 

 

بیا بیا تا در اندیشه ات قراعتی صحیح از خود یابم تا که رسم،

 

                         مستند چنین احساسی باشم

 

گّر به نوشتار امدی،با استخوان درد نویست ورقه ای را در

 

                       این باب به نوشتن آور    

 

 

  

تو درد و احساس عجین شٌده را به تحریر آورو به کــــولاک

 

 

                      خشم ابر و باد مطمئن شو

 

 

تو جوهر کدامین قلمی که از نوشتن سیرابی ی نداری و

 

از جمله کدامین برگ که در پاییز ،دشمن زردی ه برگهایی

 

 

تو سراب و دورنمای ه نوشتاری عمیقی،از بدو شکل جنینی من

 

تو خلاء دورنمای ه طوفانی عمیقی،از بدو پیدایش نســــــیم من

 

تو ئاناتوس کدام مکتبی،که از جمله بردگانی به پیروان داری و

 

                       کراسوسی درشآن تفسیر ما

 

انتــــظار در رســـیدن سالیادی هستــــم  

 

 

  منتظر کلام گفتاری در سالیاد تو هستم

 

 

 که اندیشه کنم چگونه با خورشید تابناک نوشتاری در دریای ه

 

 سحر تو جزر و مٌدی در باب عشق تو نسبت به خود یابم

 

حال

خواستم از عشق خود نسبت به تو چند خطی نویسم" الف_بامداد"

 

تا به حکاک حکاکان هدیه ای کرده باشم از این تراژدی دیدگاه تو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خواهم باز به نوشتن اورم که من تو را

 

 

  در هاله ای از خرافات نمیبینم که اینگونه دیوانه ام

 

 

 

نیهایت

 

 

 

 

+ تهیه شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 3:35 AM  توسط محمد ولدی  | 

درباره اعتصاب


 

در مرتبه اول بايد توضيحی برای وقوع و انتشار اعتصابها پيدا کنيم. هر کس که اعتصابهايی را، چه از تجربيات شخصی خود و چه از گزارشات ديگران، و يا روزنامه‌ها، بخاطر بياورد فورا متوجه ميشود که هر جا که کارخانه بزرگ برپا شده و بر شماره شان افزوده ميشود اعتصاب اتفاق ميافتد و بسط مييابد. بندرت ممکن است که حتی يک کارخانه بزرگ از ميان کارخانه‌هايی که صدها (و در برخی موارد هزارها) کارگر دارند پيدا کرد که در آن اعتصاب اتفاق نيفتاده باشد. زمانی که تعداد کارخانه‌های بزرگ در روسيه معدود بودند تعداد اعتصابها هم کم بود. ولی از زمانی که کارخانه‌های بزرگ چه در محلات صنعتی قديم و چه در شهرها و دهات جديد شروع به زياد شدن کردند، تعداد اعتصابها هم زيادتر شده است.

به چه دليلی توليد کارخانه‌های عمده هميشه منجر به اعتصاب ميشود؟ به اين دليل که .........


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 3:5 PM  توسط محمد ولدی  | 

دين ازديد لنين     

                              

 

مذهب ترياک خلق است. اين سخن حکيمانه مارکس، ستون فقرات کل جهان بينی مارکسیزم را در مورد مساله دين تشکيل می دهد. مارکسيزم، تمام اديان و کليساها و تمام تشکيلات مذهبی را همواره به عنوان ارگان های ارتجاع بورژوازی – که می خواهند از استثمار دفاع کرده و طبقه کارگر را تحقير و منحرف نمايند – تلقی می کند.

فقط مبارزه طبقاتی توده های کارگر – که وسيع ترين اقشار پرولتاريا به طور همه جانبه ای به پراتيک انقلابی و آگاهانه اجتماعی می کشاند – قادر خواهد بود که توده های تحت ستم را واقعا از يوغ مذهب نجات بدهد.

انگلس ايده بظاهر انقلابی دروينگ – مبنی بر ممنوع کردن مذهب در جامعه سو سياليستی را – قاطعانه محکوم می کند. از نظر انگلس چنين اعلان جنگی به مذهب به معنی "از بيسمارک هم بيسما رک تر بودن است". انگلس از........


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 2:51 PM  توسط محمد ولدی  | 

ازادی به تعبیر اسلامی

                                 "اسیر کردن انسان به تعبیر حیوانیست"

کجای این ازادی باید مورد خشم اسلامیستا باشد در حالی که ازادی تعبیر واقعی خود را ندا می دهد."""ازادی معنایش مسولیت است بدین دلیل بعضیها از ان میترسند"""""

زمانی که بینش انسان نسبت به این دنیا بینشی با معیار ۵۰۰۰ ساله باشد اعتراض به این نوع کاریکاتورها  از این زاویه باید عادی تلقی بشه.در اینجا سوال این است که ازادی باید چگونه درک شود؟؟؟؟

به گفته مارکس" اگر قرار بود ما هر چه می بینیم با ماهیت ان مطابقت داشته باشد دیگر نقش علم زائد می شد"

کاریکاتوریستها باید مورد حمایت قرار گیرند نه اهانت.البته اهانت بیان عدم استدلال است

ارزشها ی جدیدبه ارامی در خلال مبارزه شکل میگیرد "  لنین"

نهایت

+ تهیه شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 2:45 PM  توسط محمد ولدی  |