تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

مارکس :
مجازات مرگ یک وسیله ترور است ، وهیچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نیست

چون این روزها مساله اعدام ومجازات اعدام مطرح است ترجمه زیر را از آلمانی از سایت ا ینترنتی فوروم مارکس به زبان آلمانی تا حد توان ترجمه کردم که در زیر میخوانید
http://www.marx-forum.de/marx-lexikon/lexikon_t/todesstrafe.html


مجازات مرگ یک وسیله ترور است ، وهیچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نیست
این بسیار .. سخت است وابدا غیر ممکن است ، یک پرنسیبی قرار داد که بوسیله آن بتوان این حق را قائل شد ویا هدفی را برای آن مشخص کرد که مجازات مرگ در یک جامعه متمدن افتخار آمیز را بتواند مستدل کند. مجازات بطور عادی-مجازات - این گونه مورد دفاع قرار میگیرد که یک وسیله برای بهتر نمودن ویا ترساندن است . اما کدامین حق را کسی دارا میباشد که مرا مجازات کند ، تا دیگران را بهتر کند ویا بترساند؟ بعلاوه چیزی بنام آمار وجود دارد ، واین در تاریخ نشان میدهد که ، هردو کاملا وتماما این را ثابت میکنند ،جهان از زمان (کاین) بوسیله مجازات نه بهتر شده است ونه ترسانده شده است . کاملا برعکس ..
اگر ما در مورد مسائل بطور روشن سخن بگوییم و از در پرده سخن گفتن امتناع کنیم ،در این صورت مجازات یک وسیله دفاعی جامعه است علیه نقض شرایط زندگی ، هرچیزی که محتوی آن میخواهد باشد.


اما این چه چامعه ای است که وسیله بهتری برای دفاع از خود جز جلاد نمیشناسد..؟
زمانی که  ...تبهکاری در اعداد ورقم بزرگ بررسی شوند،در تکرار و نوع تکرار آن نشان میدهد که ..
این الزام وجود ندارد –بجای اینکه جلاد را مورد تجلیل قرار دهیم ، که یکسری تبهکاری را از بین ببرد، که برای تبهکاری جدیدی مکان ایجاد کنیم ، بایستی که در مورد چنین سیستمی فکر کنیم که چنین تبهکاری را تولید میکند؟
کارل مارکس ، مجازات مرگ 
نادر هدایت ، هفدهم اکتبر دوهزار ونه
www.naderhedaiat.tk

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرامی باد یاد انقلاب اکتبر و بر پایی اولین حکومت شورائی کارگری

 پویا محمدی

16 آبان برابر با 7 نوامبرمصادف است با 92 مین سالگرد انقلاب کارگری اکتبر 1917 روسیه.

91 سال پیش درحالی که جنگ جهانی اول که از طرف قدرت های امپریالیستی رقیب به خاطر تجدید تقسیم جهان برپا شده بود و بشریت را با بربریت نوینی مواجه کرده بود، زمانی که مصائب عظیم جنگ کارگران را در اروپا به طرف یک بیداری جدید سوق داده و اعتراض و غلیان علیه جنگ ، علیه مناسبات ظالمانه و علیه سرمایه و حکومت های آن داشت سر بر می آورد ،  طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش در روسیه تحت رهبری و سازماندهی کمونیست ها وحزب بلشویک و در رأس آن لنین درادامه نزدیک به دو دهه مبارزات سخت و خونین توانستند نه فقط استبداد تزاری ، بلکه دستگاه دولتی و سیاسی سرمایه داری حاکم را به زیر بکشند و حاکمیت کارگران واقشار مردم رنجدیده و تحت ستم  را در روسیه مستقر سازند.

بدین ترتیب با درهم کوبیدن ماشین دولتی بورژوائی ، انقلاب کارگری روسیه یک گام بزرگ به جلو نهاد و در جهان نابرابر و پر از زور و ستم ، افق روشن جامعه ای برابر و آزاد را نوید داد. برای نخستین بار مردم محروم و فرودست جامعه امکان یافتند تا در سرنوشت خویش دخالت کنند ، در شوراها متشکل شوند و از این طریق قدرت و اراده خویش را اعمال نمایند. همه جا ازشوراها، بلشویک ها و انقلاب صبحت می شد. همبستگی بین المللی کارگران و توده های محروم جامعه ، سرود مشترکی شد که از گلوی دهها میلیون انسان بیرون می آمد.

 نقطه عطفی در تاریخ، بزرگترین رویداد قرن بیستم و تحولی عظیم در جامعه بشری!

بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

علیه اعدام، سرکوب ها و احکام بی شرمانه علیه فعالین جنبش کارگری و دانشجویی

جنبش اعتراضی مردم ایران علیه دیکتاتوری و فساد سیاسی- اجتماعی سرمایه داری اسلامی بی وقفه به پیش می رود و در طی این روند اشکال و شیوه های نوینی را در هر مرحله به نمایش می گذارد و دیکتاتوری را لحظه به لحظه سردرگم تر می کند.

در زمانی که مبارزات خیابانی مردم در قالب تظاهرات هایی با فواصل طولانی تر صورت می پذیرفت، جنبش دانشجویی وارد عرصه پیکار کردید و از آغاز سال تحصیلی جدید، هر روزه شاهد اعتراضات و مبارزات پیاپی دانشجویان هستیم که دانشگاه به دانشگاه، در اعلام هم بستگی با یکدیگر و هم بستگی با جنبش پیشرو و توده ای مردم صورت گرفته است.

دانشجویان به درستی دریافتند که باید شعارهای مردم در خیابان ها را در دانشگاه ها از آن خود کنند و در پی فریاد زدن و پیگیری  خواست ها و مطالبات کارگران، زنان، معلمان، و تمام آحاد مردم برای برای آزادی و برابری باشند.

جنبش کارگری نیز در طی چند ماه اخیر پس از کودتای انتخاباتی یکی از بحرانی ترین و حساس ترین مقاطع را در حیات سیاسی و اجتماعی خویش از سر گذرانده است. از یک سو وضعیت معیشتی و اقتصادی کارگران آنان را به سمت اعتصابات پیاپی در مراکز تولیدی و صنعتی کوچک و بزرگ کشانده است و از سوی دیگر، حضور کارگران در اعتراضات اخیر، اگرچه غیر سازمان یافته و بدون تشکل های طبقاتی شان، آنان را به مبارزات عمومی و ضد دیکتاتوری پیوند داده است  و افق مبارزاتی جدیدی را به روی آنان گشوده است. به همین جهت اعتراضات و مبارزات کارگران در دوره نوینی که در آن به سر می بریم رو به افزایش، تشکل یافتگی و نضج گرفتن است.

دولت کودتا نیز از لحظه آغاز خروش میلیونی مردم دائما تلاش نموده است که سرکوب سازمان یافته خود را برای متوقف کردن سیل خروشان مردم معترض و جنبش های اجتماعی به کار ببندد.

 اکنون که دولت کودتا در اوج سردرگمی و اغتشاش بین المللی، منطقه ای و داخلی به سر می برد، پس از آن که شماری زیادی از مردم آزادی خواه را در خیابان ها آماج گلوله های خود قرار داد، بعد از کشتار، به زندان افکندن، شکنجه و مفقود نمودن عده کثیری از زنان و مردانی که تنها آزادی خود و برابری  را طلب می کردند، اکنون نوبت به جنبش های اجتماعی و به ویژه فعالین و پیشروان جنبش کارگری و دانشجویی رسیده است که در معرض احکام سنگین و بی شرمانه زندان قرار گرفته اند.

احکام سنگین زندان، 2-5 سال که به ویژه برای دانشجویان چپ در یک ماه اخیر صادر شده است، احکام انضباطی و محرومیت از تحصیل  و سرکوب شدید، در کنار ایجاد فضای فوق امنیتی در دانشگاه ها، همگی تمهیدات دولت کودتا علیه اعتراضات پیوسته و مبارزات جاری و اخیر دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور است که دولت کودتا را به زانو درآورده است.

هم چنین دستگیری فعالین کارگری، سرکوب اعتصابات و صدور احکام زندان بی شرمانه برای فعالین کارگری نیز در ادامه پروژه سرکوب جنبش ها توسط دیکتاتوری اسلامی هدفی جز پایان دادن به اعتراضات به حق مردم را دنبال نمی کند.مجموعه این سرکوب ها، اعم از سرکوب های سیاسی و سرکوب جنبش های اجتماعی و اقدام جهت مقابله و از میان برداشتن نهادهای اجتماعی نظیر« ان .جی. او» ها که به ویژه در عرصه حقوق کودک و مبارزه علیه استثمار و آزار بی شرمانه کودکان فعالند، با تلاش دولت کودتا برای ایجاد یک فضای ارعاب عمومی دنبال می شود که اعمال مجازات اعدام، به ویژه اعدام کودکان و نوجوانان است.

مجازات اعدام، به مثابه قتل سازمان یافته یکی از شنیع ترین ابزار هایی است که در دست حکومت های دیکتاتوری، با روندی جنون آمیز به پیش می رود و فاجعه بار ترین نوع آن اعدام نوجوانان می باشد، که ایران به مدد حکومت سرکوبگر سرمایه داری اسلامی، در جهان پیشگام آن بوده و رتبه نخست را  به نسبت جمعیت دارا می باشد و شاهد آن هستیم که فشارها و توصیه های نهادهای صوری بین المللی تا چه حد در ممانعت از آن نا توان و ناکارامد است.

همه این تلاش های مذبوحانه که از سوی دولت کودتا صورت می پذیرد نشان از گرفتار شدن دولت کودتا در یک دور باطل دارد که نه بازگشت به عقب و شرایط پیش از کودتای انتخاباتی برایش میسر است و نه پیش روی و متوقف کردن اعتراضات مردم که به سمت هرچه متشکل تر شدن و رادیکال شدن حرکت می کند.

جنبش عمومی مردم ایران علیه دیکتاتوری به پیش می رود، فضای ارعاب و سرکوب های وقیحانه سرمایه داری اسلامی، نمی تواند سدی در برابر اعتلای این جنبش باشد، جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش کارگری هرچه متشکل تر می شوند و مبارزات به هم پیوسته نیروهای پیشرو در جنبش ها، نیرومندی این مبارزات را تضمین می کند. جنبش کارگری نیز سرانجام همان گونه که عموم حاضرین در جنبش توده ای از آن انتظار دارند، پیشگام این مبارزه خواهد شد و گامی بلند به سوی افق نوین مبارزات طی سی سال گذشته خواهد برداشت.

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران، ضمن محکوم کردن سرکوب و احکام بی شرمانه علیه فعالین جنبش کارگری و جنبش دانشجویی، ضمن اعلام انزجار از اعدام های افسار گسیخته و جنون آمیز دولت کودتا ،  از مبارزات ضد دیکتاتوری مردم برای خواست آزادی و برابری و حقوق دموکراتیک دفاع می کنند، با جنبش مقاومت و مبارزه علیه دیکتاتوری اعلام پیوند و هم بستگی نموده   و تمام تلاشمان را برای پیشبرد خواست های عمومی جنبش های اجتماعی و مردم آزادی خواه مبذول می نماییم و در تمام حرکت هایی که رو به این افق دارند فعالانه شرکت خواهیم جست.

 زنده باد مبارزات توده ای مردم علیه دیکتاتورِی!

زنده باد آزادی و برابری!

زنده باد سوسیالیسم!

 دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

http://www.socialist-students.com

آبان 1388

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

13 آبان میدان کشاکش سه نیرو

 

همانطور که پیش بینی می شد 13 آبان به میدان کشمکش سه نیرو تبدیل شد. رویکرد قدرت حاکمه از قبل روشن بود، چند روز مانده به 13 آبان مقامات مختلف رژیم نسبت به هرگونه حرکت اعتراضی در 13 آبان هشدار دادند. "احمد جنتی" امام جمعه موقت تهران، "احمدی مقدم" فرمانده نیروی انتظامی، "علی فضلی" یکی از فرماندهان سپاه پاسداران، "مرتضی تمدن" استاندار تهران، "صالح جوکار"، رئیس بسیج دانش‌‌آموزی و "علیرضا اکبرشاهی"، رئیس پلیس استان تهران هر کدام به نوبه خود اما در یک اقدام هماهنگ نسبت به برگزاری هرگونه تظاهرات اعتراضی در 13 آبان هشدار دادند و اعلام کردند که با هر گونه تجمع غیر قانونی مقابله خواهند كرد.

 در ادامه این تهدید ها گزارشات امروز از تهران حاکی از آن است که اینبار نيروهای ارتش نیز به نيروهای سپاه و بسيج در خیابان ها افزوده شده اند.

نيروهاي سركوبگر گارد ويژه نيروي انتظامي و سپاه پاسداران ضمن يورش وحشيانه به تظاهركنندگان در ميادين فردوسي، انقلاب، وليعصر و هفت تير ونيز خيابانهاي مختلف تهران از جمله كارگر شمالي، كريمخان زند، مفتح و طالقاني اقدام به ضرب و شتم معترضان نمودند و جهت متفرق ساختن آنان از گازاشك آور استفاده كردند و تعدادي را نيز بازداشت نمودند.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:44 PM  توسط محمد ولدی 

انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی

به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر

حسن معارفی پور

انقلاب اکتبر به حق بزرگترین انقلاب کارگری دنیا و یکی از رویدادهای عظیم در تاریخ جامعه ی بشری و از بزرگترین دستاورد ها برای طبقه ی کارگر و کل کمونیسم جهانی است.این انقلاب به رهبری حزب بلشویک و لنین به مثابه ی راهنما،رهبر و آژیتاتور آگاه این حزب و طبقه ی کارگر روسیه به پیروزی رسید.فارغ از تمام نقدهایی که ممکن است از زوایای مختلف به این انقلاب وارد باشد دستاورد های این انقلاب برای بشریت و طبقه ی کارگر در تمام زمینه ها انکار ناپذیر است.هیچ کس نمی تواند آزادی هایی که این تحول عظیم برای طبقه ی کارگر و کل زحمتکشان روسیه به دست آورد را انکار کند.بقیه در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمینه های شکل گیری جندالله و انجام عملیات انتحاری در استان سیستان و بلوچستان

......//اقدامات ضد انسانی حکومت جمهوری اسلامی علیه مردم بلوچ از ذات یک حکومت مذهبی خدمتگزار سرمایه‌ نشات گرفته است. نفرت، کینه و مبارزه‌ جوئی آنان علیه رژیم امری کاملا رواست، اما نباید اجازه داد که این کینه و مبارزه جوئی دستمایه‌ گروههای مرتجعی نظیر جندالله گردد که تمام اقدامات آن علیه منافع واقعی مردم میباشد. این حمله‌ انتحاری دوباره به نیروهای سرکوبگر بهانه و امکان خواهد داد تا بندهای امنیتی و اقدامات سرکوبگرانه را تشدید کنند. پیام خامنه‌ ای، سخنانان و پیامهای مقامات نظامی و سخنان سایر مسئولین جمهوری اسلامی نشانه‌های شوم این امرند. کارگران و مردم آزاده در بلوچستان باید با کمک سایر کارگران مبارز و نیروهای آزادیخواه و کمونیست دست به ایجاد تشکلهای طبقاتی خود بزنند و با پیشبرد یک مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی برای احقاق حقوق خود بکوشند، زمینه‌ فعالیت گروههای مرتجع را بخشکانند و در عقب راندن جمهوری اسلامی و به گور سپردن آن نقش شایسته‌ خود را ایفا کنند.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10:37 AM  توسط محمد ولدی  | 

نقد پایه های تئوریک ناسیونالیزم

(مصاحبه با عبدالله شريفى ،،،بخش اول)

(مصاحبه با عبدالله شريفى ،،،بخش دوم)

(برگرفته از وبلاگ علیه ناسیونالیسم)

http://antinasunalizm.blogfa.com/

با سلام و خسته نباشید خدمت رفیق عبدالله شریفی. قبل از هر چیزاز شما تشکر می کنیم از این که دعوت ما را قبول کردید و در این مصاحبه شرکت کردید.

 بهتر است سخن را بااین مقدمه شروع کنم که در این سیکل زمانی بیش از پیش نقد پایه های نظری و پراتیکی ناسیونالیزم در همه اشکال وجودیش بدین دلیل ضروریست که حقیقتا به صورت روزمره در ضدیت با افکار برابری طلبانه،رادیکال و سوسیالیستی بوده و بشیوه سیستماتیک در همه اشکال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قد علم میکند،بنابراین نقد پایه های تئوریک ناسیونالیزم هم بدینسان به ضرورتی عاجل تبدیل شده و ما دست اندرکاران این وبلاگ را به پیگیری بیشتر در زمینه ی نقد و بررسی ناسیونالیسم به عنوان یکی از ایدئولوژی های نظام بورژوایی از منظر کمونیسم علمی وا داشته است.

نقد استراتژی و تاکتیکهای ملی گرایانه و قومی از ابتدا مورد نقد شدید کمونیستها بوده و در این زمینه،آثار و مقالات گرانبهایی نوشته شده و این مصاحبه هم در راستای هر چه بیشتر شناساندن ناسیونالیزم بمثابه اندیشه ای که انسانها را بر اساس زبان، رنگ، قوم و ملیتهای مختلف از هم تفکیک و بر این اساس نابرابر،نژاد پرستانه، فاشیستی و ضد بشری، تقسیم و نگاه میکند، صورت ميگيرد۔

ما اين مصاحبه را به دليل حجم زياد در دو بخش انجام خواهيم داد، بخش اول بيشتر به مباحث پايه اى تر و تاريخى تر اختصاص داده شده است، ما در بخش بعدى ناسيوناليزم ايرانى و ناسسيوناليزم كرد در دو حوزه جغرافيايى عراق و ايران را در پرتو اوضاع سياسى جارى در ايران و منطقه همراه با رفيق عبدالله شريفى به بحث و تبادل نظر خواهيم پرداخت۔

 

سوال اول، وبلاگ آنتى ناسيوناليزم: ناسیونالیزم به معنای دقیق کلمه از چه زمانی وارد عرصه ی فعالیت اجتماعی وسیاسی شد،از چه چیزی مشتق شده و ریشه های سربراوردن چنین دیدگاهی در چه اوضاع و احول بین المللی رشد و نمو کرد؟تعریف شما به عنوان یک کمونیست از ملت چیست، وملت را محصول چه روندى ميدانيد؟آیا شما مقوله ای به اسم ملت را به رسمیت می شناسيد؟

عبدالله شريفى:

با تشكر از شما عزيزان!

براى ما اساسا طرح اين گونه سوال و جواب، در متن جدالى تاريخى و طبقاتى جهت راه يافتن بر حقيقت وپرتو افكندن برخرافات مستتر از روايات طبقاتى از زاويه منافع زمينى طبقات متناقض و متضاد مد نظر است۔ نقد ماركسيستى از ناسيوناليسم، بخشى از مبارزه جهت هموار كردن راه پر تلاش انسان در مسير رهايى و آزادى كامل معنى پيداميكند۔ به همين دليل براى يك جنبش سياسى دخالتگر كه خواهان لغو هرگونه تبعيض و ستم است بررسى اين گونه مفاهيم را نه صرفا آكادميك بلكه از زاويه سياسى و اجتماعى، و در متن يك كشمكش طبقاتى بايد پيگيرى كند۔

هر چند ممكن است بررسى تخصصى تر لازم باشد اما فكر نميكنم اينجا منظور شما بررسى جامعه شناسانه و تخصصى در اين زمينه باشد۔ بدون ترديد جواب در قلمرو سياست نه تنها در تناقض با عرصه جامعه شناسانه مساله نيست بلكه قاعدتا مكمل هم مى باشند۔

اگر اين هدف را در اين جدل بپذيريم آنگاه ناچار بايد بعنوان فعالين سوسياليست و جانبدار حقيقت انتظار اين باشد كه ببينيم اين مفاهيم چه جايگاهى نزد ما دارند و نقد ما چه تاثيرى بر عمل اجتماعى بسوى عبور از اين معضلات سياسى باقى ميگذارد۔ با اين مقدمه به جواب سوال ميپردازيم۔ بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 11:45 AM  توسط محمد ولدی  | 

بینش رادیکال" محمد ولدی " این ازادی و جسارت کارگری را به تمامی دوستان ک ه ب ا ت ک تبریک و امید دنیایی فارغ از ستم و نابرابری را ارزومندم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آزادی چهار فعال کارگری

امروز چهار شنبه ۱ مهر ماه ۸۸، چهار نفر از فعالین کارگری و از اعضای "کمیته هما هنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" که روز چهارشنبه مورخ ۴ شهریور ماه ۸۸ در شهر کامیاران دستگیر شده بودند با قرار وثیقه آزاد شدند.

افشین ندیمی – کاوه گلمحمدی – شعیب صابری- آزاد منیری نیا با قرار وثیقه ۱۵ و ۲۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی شهر سنندج آزاد شدند. ساعت ۸ شب، خانوادهای نامبردگان همراه با جمعی از فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی ... با حلقه‌های گل در نزدیکی زندان سنندج آنها را مورد استقبال قرار دادند و سپس راهی شهر کامیاران شدند.

ما اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری آزادی این دوستان را صمیمانه به خانواده ایشان و تمامی کارگران شاد باش گفته و خواستار آزادی فوری و بی قید شرط  دیگر فعالین کارگری می باشیم.


گفت و گوی مجله آرش با صلاح مازوجی

عضو کمیته مرکزی کومله و حزب کمونیست ایران

 

آرش:

شما جزو کدام دسته بودید؟ شرکت در انتخابات یا تحریم؟ چرا؟  

صلاح مازوجی:

آن دسته از احزاب و نیروها و افرادی که به مردم فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند، در واقع با این سیاست خود عملا به رژیم جمهوری اسلامی و انتخاباتش مهر مشروعیت کوبیدند. این جریانات در این شرایط بحرانی که رژیم برای بقای خود بیش از هر زمان دیگری به کشاندن مردم به پای صندوق ها و "کسب مشروعیت" نیاز داشت به یاری جمهوری اسلامی شتافتند. جمهوری اسلامی که مدتهاست رابطه اش را با مردم اساسا بر مبنی سرکوب تعریف کرده است، برای حدادی کردن ماشین سرکوبش، برای اعتماد بنفس دادن به نیروهای سرکوبگرش و تداوم سرکوب لجام گسیخته به کشاندن مردم به پای صندوق ها رای نیاز داشت، جریاناتی که فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند عملا به حدادی کردن ماشین سرکوب رژیم علیه مردم کمک رساندند. تکلیف ما با این دسته از احزاب و گروهها روشن است، موضع شرکت در انتخابات یک موضع ارتجاعی است، این جریانات را ارتجاعی می دانیم.بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قضيه «تشکل ايدئولوژيک

ايرج آذرين

 

به نقل از نشريه بارو شماره ٢١، ، نوامبر ٢٠٠٦- آبان ١٣٨٥

آيا مارکسيست‌ها خواهان تشکل‌هاى ايدئولوژيک براى مبارزه اقتصادى کارگران هستند؟ براى بسيارى از خوانندگان بارو پاسخ منفى به چنين سؤالى نياز به مقاله ندارد. پس نخست بايد توضيح دهيم که چه چيزى نگارش اين مقاله را لازم کرد.

مقاله حاضر در امتداد مباحثى قرار ميگيرد که در چند سال گذشته در جنبش کارگرى ايران بر سر ايجاد تشکل‌هاى کارگرى جريان داشته است. در چهار-پنج سال اخير بتدريج براى همه فعالين و علاقمندان به مسائل کارگرى ايران روشن شده است که تمايز دو ديدگاه مختلف در مورد تشکل‌هاى مبارزه اقتصادى کارگران اکنون مرز بين گرايش راست و چپ را در جنبش کارگرى ايران ترسيم ميکند. به نظر ما، گرايش چپ و سوسياليست در جنبش کارگرى براى ساختن چنان تشکلى مبارزه ميکند که ظرف اتحاد طبقاتى کارگران در مقابله با طبقه سرمايه‌دار باشد، در حالى که گرايش راست در پى ايجاد تشکلى است که برمبناى همکارى کارگران و صاحبان سرمايه ميتواند شکل بگيرد و دوام يابد. نزديک يکسال پيش توافق‌نامه وزارت کار رژيم ايران با آى.‌ال.‌او. (سازمان جهانى کار) زمينه را براى ايجاد نوعى تشکل کارگرى (تحت عنوان انجمن يا سنديکا) که بر مبناى همکارى طبقاتى کارگران و صاحبان سرمايه قرار داشته باشد مساعد‌تر کرد. هرچند عده‌اى تحت نام "فعالين مستقل سنديکائى" به مناسبت توافق‌نامه با آى.‌ال.‌او. نامه حمايت به وزارت کار نوشتند و اعلام آمادگى کردند، اما گرايش راست در جنبش کارگرى (دستکم هنوز) نتوانسته است از اين شرايط مساعد بهره‌اى ببرد. ناکامى گرايش راست دو علت دارد: علت نخست بى‌بضاعتى سياسى آن است (که موضوع اين مقاله نيست). علت دوم فشار گرايش سوسياليستى در جنبش کارگرى است (که گرايش راست توانش را دست کم گرفته بود). به نظر ميرسد علت دوم از نظر فعالين گرايش راست مهمتر است، و يکى از شاخص‌هاى اين امر مقالات مندرج در وب-سايت اخبار روز (وابسته به سازمان اکثريت) است که ستون مسائل کارگرى‌اش بمنزله ارگان دوفاکتوى گرايش راست جنبش کارگرى عمل ميکند. بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 3:57 PM  توسط محمد ولدی  | 

 وضع انقلابی    

انقلاب اجتماعي عبارتست از حل تضادهاي اجتماعي به نحوي كه به تغيير كيفي زيربنا و روبنا يعني تغيير صورت بندي اجتماعي منجر گردد. تضاد ميان رشد نيروهاي مولده و مناسبات توليدي مباني اقتصادي يعني شرايط مادي انقلاب را فراهم مي سازد و در مرحله معيني ضرورت انقلاب اجتماعي را مطرح مي سازد.

         فراهم آمدن شرايط مادي انقلاب براي انقلاب كافي نيست. براي انقلاب اجتماعي علاوه بر شرايط مادي تغييرات عيني معين ديگري كه شرايط عيني اصطلاح مي شود ضرورت دارد و به قول لنين «مجموعه اين تغييرات عيني، وضع انقلابي ناميده مي شود.»

1 ـ بحران ملي عمومي كه هم استثمارشوندگان و هم استثمارگران را در بر مي د بدين معنا كه نه فقط استثمارشوندگان « پاييني ها » نخواهند به شيوه گذشته زندگي كنند بلكه استثمارگران «بالايي ها» هم نتوانند به شيوه گذشته حكومت نمايند.

2 ـ تشديد فوق العاده فقر و نياز توده هاي زحمتكش

     3 ـ تشديد قابل ملاحظه فعاليت توده هاي زحمتكش به نحوي كه هم در نتيجه بحران عمومي و هم در نتيجه اقدامات خود هيئت حاكمه بيش از پيش به مبارزه تاريخي مستقل جلب مي شوند.

         اوضاع بين المللي، به خصوص وجود اردوگاه سوسياليسم در شرايط كنوني، انقلاب يا بحران هاي انقلابي در كشورهاي امپرياليستي، انقلاب در كشورهاي همجوار، جنگ و نيز بحران هاي ناشي از ستم ملي و تبعيض نژادي و غيره به مثابه عوامل عيني مي توانند در پيدايش وضع انقلابي موثر باشند. وضع انقلابي ناشي از تغييرات عيني و بر حسب شرايط تاريخي در كشورهاي مختلف مي توانند به صورت گوناگون بروز كند و در اين يا آن كشور در اين يا آن زمان معين ـ اين يا آن عامل عيني  در پيدايش وضع  انقلابي نقش كمتر يا بيشتر داشته باشد.

         آنچه مهم است اينست كه انقلاب بدون وضع انقلابي ميسر نيست و وضع انقلابي معلول دگرگوني هاي عيني معين در زندگي اجتماعي است و اين دگرگوني ها به قول لنين «نه فقط به اراده افراد و گروه ها و احزاب جداگانه ، بلكه حتي به اراده طبقات جداگانه نيز بستگي ندارد».

         انقلاب بدون وضع انقلابي ميسر نيست، ولي از هر وضع انقلابي، انقلاب پديد نمي آيد. براي اين كه امكان تحول انقلابي به تحقق بپيوندد، عامل ذهني نيز ضرورت  دارد. به قول لنين:

         « انقلاب مولود هر وضع انقلابي نيست بلكه مولود وضعي است كه در آن به تغييرات پيش گفته، دگرگون ذهني يعني توانايي طبقه انقلابي، به اقدامات توده اي به حد كافي نيرومندي اضافه شود كه بتواند دولت كهنه را كه هيچگاه حتي در درون بحران ها نيز اگر آن را «نياندازند»، « نمي افتد » در هم شكند ( يا متزلزل سازد ).

         چنين كاري فقط از عهده پيشاهنگ طبقه انقلابي، يعني حزب طراز نوين طبقه كارگر برمي آيد. حزب طبقه كارگر روح و مغز عامل ذهني انقلاب را تشكيل مي دهد.

         تئوري لنيني انقلاب درست در نقطه مقابل « تئوري » چپ روها قرار دارد كه يا لزوم وضع انقلابي را براي انقلاب به كلي نفي مي كنند و يا به آن برخورد سطحي و عاميانه دارند.

 برگرفته از وبلاگ  واژه نامه سیاسی ( بینش رادیکال 2 )


از چه باید آغاز کرد؟

و . ای . لنین « سال 1901 » 

« طبقه کارگر در مبارزۀ خود علیه قدرت متحدۀ طبقات ثروتمند، تنها در هنگامی می تواند به عنوان یک طبقه فعالیت کند که یک حزب سیاسی خاص که در مقابل کلیۀ احزاب کهنۀ متشکله از طبقات ثروتمند قرار دارد، تشکیل دهد.»

مارکس و انگلس، قطعنامه های کنگرۀ عمومی جمعیت بین المللی کارگران منعقده در لاهه

           

«چه باید کرد؟» این سؤالی است که در سالهای اخیر با نیروی مخوفی به سوسیال دمکراتهای روسیه، فشار می آورد. مسئله بر سر انتخاب راه نیست (آنطور که در اواخر سالهای 80 و اوایل سالهای 90 مطرح بود) بلکه مسئله بر سر این است که ما کدام گامهای عملی را در راه شناخته شده برداریم و چگونه این گامها را برداریم. مسئله بر سر سیستم و نقشۀ عملی است. باید اذعان داشت که ما هنوز این مسئله یعنی ماهیت و شیوۀ مبارزه را حل نکرده‌ایم، مسئله‌ای اساسی برای حزبی که فعالیت عملی دارد، و هنوز هم باعث طرح اختلاف نظرهای جدی می شود و افشا کنندۀ عدم ثبات ایدئولوژیک و نوسانات رقت انگیز می باشد. بقیه در ادامه مطلب


درمورد جامعه مدنى
مصاحبه با ايسکرا

ايسکرا: بدنبال انتخاب خاتمى، اصطلاح "جامعه مدنى" در ادبيات رسانه هاى رژيمى و اپوزيسيون پرو-رژيم در داخل و خارج کشور به يک تکيه کلام و ترجيع بند پرمصرف تبديل شده است. مصرف گسترده اين مقوله در اين دوره چه دليلى دارد و با توجه به اينکه عبارت "جامعه مدنى" گاهى در ادبيات کارگرى هم بکار ميرود، فرق بحث حزب با بحثهاى جارى در اين زمينه چيست؟

منصور حکمت: حزب، بعنوان حزب، بحثى در باره "جامعه مدنى" ندارد. تصور نميکنم اگر رفقائى هم در مقالاتشان اين عبارت را بکار برده باشند در متن پروبلماتيک جارى اپوزيسيون مجاز ايران حرف زده باشند. عبارت جامعه مدنى در مباحثات امروز رژيم و اپوزيسيون خاتمى چى در داخل و خارج ايران، اسم رمز و علامت اختصارى اى است براى خواست مشروط شدن حاکميت اسلامى و برسميت شناسى نوعى حقوق فردى و مدنى براى اهالى و ايجاد يک قاب شبه قانونى براى رابطه رژيم با مرم. اين عبارت از درون ناراضيان خود رژيم ظهور کرد و توسط خاتمى و اميدواران پيرامونى اش در خارج دولت، رواج يافت. به اين ترتيب بحث جامعه مدنى به تم ثابتى در روزنامه ها و در ميان مفسرين مجاز داخل کشور تبديل شد و اکنون به طيف هاى وسيعترى در اپوزيسيون سرايت کرده است. آنها که داخل رژيمند معنى و کاربست اين عبارت را خوب ميدانند و در همان چهارچوب تقابل جناحها و مساله بقاء رژيم به آن ميپردازند. براى آنها اين عبارت، درست مانند مقولات "سازندگى"، "تساهل"، "مکتب يا تخصص"، "مرجعيت رهبر"، "انحصارگرى" و غيره معناى روشنى در جنگ قدرت دارد .

جامعه مدنى پرچم جناح مقابل ولايت فقيه است. اينکه خود اين عبارت "جامعه مدنى" تاريخا به چه معانى اى بکار رفته است، در چه دوران و تحت چه شرايطى در تاريخ تفکر سياسى در غرب ظهور کرده و مثلا جان لاک و مارکس و هگل چه برداشتى از آن داشته اند به بحث امروز در ايران کاملا بيربط است. ناراضيان سياسى در داخل خود حکومت، آخوندى که رياست جمهورى رژيم را بعهده گرفته و طيفهاى پيرامونى رژيم که از فعال مايشائى جناح حاکم ناخشنودند و آن را براى عاقبت رژيم اسلامى خطرناک ميدانند از مجراى اين عبارت دارند شعار احتياط و تعديل را مطرح ميکنند و جنگشان را با جناح مقابل پيش ميبرند. همه مردم خاصيت اين عبارت و منشاء آن را ميدانند. اما، کار يک عده هم اين است که به اين جدل سياسى رنگ يک تقابل تاريخى، معنوى و نظرى مقدس بزنند. وظيفه و نقش اجتماعى روشنفکر طبقه حاکم هميشه اين است که براى خواست و عمل سياسى زمينى و قابل فهم سياستمداران خود روايتى ژرف انديشانه بتراشد و به اين شيوه هم براى منافع طبقه خود مشروعيت و مقبوليت اجتماعى ايجاد کند و هم توده مردم کارگر و زحمتکش را از فهم روشن و دخالت مستقيم در اين جدلها دور نگاه دارد. توضيح حرکات آسيد محمد خاتمى و حاج آقا بهزاد نبوى، و تفسير محاکمه کرباسچى و عزل نورى و دگرانديشى نويافته سروش و بازنشستگى لاجوردى، نيازى به مرور نظرات هابس و هگل و مارکس در مورد جامعه مدنى ندارد. ما بايد در بحث جامعه مدنى دخالت کنيم. همانطور که بايد در بحث ولايت فقيه دخالت کنيم. دخالت، نه شرکت .

ما بايد منافع واقعى و شعارها و سياستهائى را که تحت پوشش اين بحث و اين عبارت دارد طرح ميشود به مردم بشناسانيم. مساله رژيم اسلامى آرى يا نه، نقش خاتمى و امکان يا عدم امکان تغيير رژيم ايران از داخل، نظام سياسى مورد خواست مردم، اينها همه بحثهاى جارى و مهم در جامعه ايران هستند. اما بحث جامعه مدنى، قالبى است که يکى از مدعيان قدرت، يعنى جناح معتدل تر خود حاکميت، ميخواهد به اين جدلها بزند. چاله اى است که دارند سر راه مبارزه براى آزادى در ايران ميکنند. بحث جامعه مدنى نه فقط در مقابل ولايت فقيه، بلکه در برابر خواستهاى راديکال تر و صريح تر و ملموس تر مردم علم شده است: خواست آزادى، رفع تبعيض، دولت غير مذهبى، رفاه، برابرى زن و مرد، تضمين حقوق فردى و مدنى، تعقيب عاملان دو دهه جنايت اسلامى، خواست سکولاريسم، مدرنيسم، سوسياليسم. بگذاريد باز هم تکرار کنم که بنظر من کسانى که مباحث مجلات مجاز داخل را با پروبلماتيک هاى واقعى جامعه اشتباه ميگيرند، کسانى که شخصيتها و نيروهاى اپوزيسيون مجاز را با نيروهاى واقعى دخيل در سرنوشت اين جامعه اشتباه ميگيرند، کسانى که دنياى رسانه ها را جاى دنياى واقعى قرار داده اند، از رويدادهاى آتى ايران بشدت شوکه خواهند شد. در مسير نبرد براى سرنگونى، کارگران و توده مردم از اين شخصيتها و اين فضا و اين عبارات بسرعت عبور خواهند کرد. نميدانم چند نفر در روسيه هنوز عبارات گلاسنوست و پروسترويکا يادشان است. اينهم بحث "جامعه مدنى" آنها بود که در سير عملى تاريخ روسيه بسرعت بى معنا شد. جدال در ايران بر سر آزادى و برابرى است و آن نظام اجتماعى که ميتواند تضمين کننده آن باشد. مساله به همين سادگى است .

ايسکرا شماره ١١
٩ شهريور ١٣٧٧ - ٣١ اوت ١٩٩٨

 


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 0:23 AM  توسط محمد ولدی  | 

 

... مادامیکه افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی واجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند - در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود ... و .ا .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نقد شعار «می کشم می کشم آن‎که برادرم کشت» و ...

 جمهوری اسلامی یعنی سی سال سرکوب عریان و فرودستی زنان. به همین جهت در مبارزات اخیر، زنان و به‎خصوص دختران جوان در صف مقدم این مبارزات جای گرفتند. سی سال مقاومت و مبارزه پیگیر زنان به وسعت کل جامعه از آنان انسان‎هایی ساخته که دیگر حاضر به تن دادن به این نظام ستم‎گر و زن‎ستیز نیستند.

در طی سی سال گذشته جمهوری اسلامی با اعمال قوانین ضد زن خود و با تکیه بر خشونت تلاش کرد قیود و سنت‎های ارتجاعی را بر جامعه تحمیل کند. جداسازی زنان و مردان در عرصه‎ی آموزش و پرورش، ادارات و حتی وسایل نقلیه عمومی یکی از سیاست‎های به‎غایت عقب‎مانده جمهوری اسلامی بود. اما در خیزش‎های اخیر دختران و پسران جوان آن قوانین و سنت‎های عقب‎مانده را زیر پا گذاشتند و عهد بستند تا زمانی‎که آن‎ها را به زباله‎دانی تاریخ نسپرده‎اند از پای ننشینند. صحنه‎های شورانگیز دختران و پسرانی که دست در دست هم به مقابله با نیروهای سرکوب‎گر بسیجی و لباس شخصی می‎پردازند و ایدئولوژی اسلامی حاکمین مرتجع را به یک‎باره زیر سوال می‎برند به کل جامعه تازگی و شور بخشیده است.

اگر در گذشته یک تار موی زنان ایدئولوژی جمهوری اسلامی را به زیر سوال می‎برد، در خیزش‎های اخیر دختران جوان از روسری‎های خود برای پوشاندن چهره‎ی خود در مقابل جاسوسان رژیم استفاده کردند و به این وسیله هم نفرت‎شان را از حجاب اجباری نشان دادند و اعلام کردند به سران رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی در مبارزه جدی هستند و قصد دارند تا رسیدن به هدف به مبارزه‎ای که تازه آغاز شده ادامه دهند. انباشت خشمی سی ساله، از زنان نیرویی ساخته است که کم‎ترین خواستش سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است.

مردم از روز اول مبارزات‎شان با نیروی‎های سرکوب‎گر جمهوری اسلامی روبرو بودند و با هر آن‎چه که در کف داشتند به مقابله با آنان پرداختند. هزاران دختر جوان را سنگ به دست و در حال سنگربندی و زد و خورد با نیروهای سرکوب‎گر دیدیم. دختران و پسران با سنگ و بطری‎های آتش‎زا و آتش زدن ماشین‎های نیروی انتظامی و مراکز دشمن به مقابله با آنان پرداختند و در عمل آموختند که با دست خالی نمی‎توان در برابر روش‎های خشونت‎آمیز نیروهای سرکوب‎گر ایستاد.در مبارزات اخیر بسیاری از زنان و مردان در اثر گلوله‎های دشمن جان باختند و بسیاری نیز در زیر شکنجه‎های قرون وسطایی جان عزیزشان را از دست دادند.

در این دوره و در برابر کشتارها و سرکوب‎های وحشیانه رژیم اسلامی‎ست که مردم عمدتا با دو شعار روبرو هستند. شعاری که از جانب جناح "اصلاح طلب" حکومت تشویق و تبلیغ می‎شود این است: «برادر بسیجی چرا برادرکشی» و شعاری که از جانب مردم و به‎خصوص جوانان رادیکال طرح می‎شود: «می‎کشم می‎کشم آنکه برادرم کشت». اولی که تحت عنوان "انشقاق انداختن در میان نیروهای پاسدار و بسیجی و ارتش" طرح می‎شود، در واقع تلاش دارد نیروهای سرکوب‎گر جمهوری اسلامی را دوست مردم معرفی کند. شعار دوم انعکاس این واقعیت است که در برابر خشونت ارتجاعی باید از خشونت انقلابی استفاده کرد، اما در عین حال این شعار به فرهنگ مردسالارانه جمهوری اسلامی نیز آغشته شده است.

طی سی سال گذشته، جمهوری اسلامی بی وقفه مردان را به استفاده از امتیازات مردسالارانه نظام اسلامی تشویق کرده و کل جامعه (به‎خصوص مردان) را به درجات زیادی به فرهنگ و سنت‎های عقب‎مانده جمهوری اسلامی آغشته کرده است. شعار «می‎کشم می‎کشم آنکه برادرم کشت» به خصوص در شرایطی که بسیاری از جانباختگان جنبش مردم را زنان تشکیل می‎دهند دارای ماهیتی مردسالارانه است.

مردم به‎خصوص جوانان باید از دادن شعارهایی که بار مردسالارانه و تبعیض علیه زنان را دارند، خودداری کنند. جنبش مردمی باید فرهنگ مردمی هم داشته باشد. ما باید جنبش خود را از نمادها و شعارهایی که متعلق به نظام اجتماعی جمهوری اسلامی است پاک کنیم. این اصل شامل شعارهایی مانند "الله اکبر" نیز می‎باشد. نباید فراموش کنیم که سی سال پیش زنان دست به شورش علیه فرمان "حجاب اجباری" خمینی زدند، اراذل و اوباش جمهوری اسلامی با همین شعار "الله اکبر" به آنان حمله کردند و طی سی سال گذشته "الله اکبر" فرمان حمله به زنان، جوانان و کارگران و همه اقشار مردم بوده است.

پا به پای گسترش مبارزات و تعمیق خواسته‎ها در مقابله با نظام جمهوری اسلامی باید بتوانیم شعارها و خواسته‎هایی را فرموله کنیم که در عمل با ارزش‎ها و معیارهای نظام مردسالار و پدرسالار مرزبندی کند. باید به این  امر واقف باشیم که هر گونه وجه مشترکی با نظام زن‎ستیز جمهوری اسلامی در شعارها و خواسته‎های‎مان از تیزی و برایی مبارزات‎مان خواهد کاست.

سیما آتش‎افروز (فعال سازمان زنان هشت مارس (ایرانی ـ افغانستانی))


ــرفاه، رفرم و انقلاب

دانیل آنکارلو

...........در دوره هایی طولانی از تاریخ جنبش کارگری سوئد، تضاد بین رفرمیسم و انقلاب بعنوان مرزبندی سیاسی اصلی بین سوسیال دمکراسی و کمونیسم معرفی شده است. به رفرمیسم به چشم راه گذاری مسالمت آمیز، تدریجی، بردبارانه و بدور از خشونت، مردمی و مورد قبول همگان، بسوی یک جامعه سوسیالیستی نگاه می شد. مثال آن نیز نقل قولی است که در ابتدای مقاله از ویگفرس آورده ‌ام. به انقلاب در عوض به چشم تحولی نگاه می شد که ( از نظر هواداران انقلاب، الزاما و ناچارا) سرنگونی فوری، ”قهر آمیز“ و مملو از تخاصمات را در دستور کار خود قرار داده است.
این خط کشی و تقابل منجر به پیدایش ”دوقطبی“ های دیگری شد، که حتی اگر ..بقیه در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا شعار «آزادی اجتماعات» امروزه می تواند بمثابۀ امری اساسی در خدمت جنبش طبقۀ کارگر قرار گیرد؟

لنین

در مطبوعات قانونی، انحلال طلبان به سردمداری تروتسکی می گویند که می تواند. آنها هر چه در توان دارند می کنند تا خصلت واقعی جنبش کارگران را تحریف نمایند. ولی اینها کوششهای نومیدانه‌ای هستند. انحلال طلبان در حال غرق شدن به هر خس و خاشاکی متشبث می شوند تا حرف نادرست خود را به کرسی بنشانند.

در سال 1910 گروههای کوچک روشنفکری کمپین درخواست آزادی اجتماعات را شروع کردند. این جنبش ساختگی بود. توده‌های کارگران بی تفاوت ماندند. هیچکس نمی تواند چنین کار بیهوده‌ای را برعهدۀ کارگران دانسته به آنها اعتراض کند. این برازندۀ لیبرالها بود که به رفرم های سیاسی تحت استبداد تزاری اعتقاد داشته باشند. کارگران بلافاصله غلط بودن تقبل آن را مشاهده کرده و از گود خارج ماندند.بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 10:1 PM  توسط محمد ولدی  | 

در مورد دهمین نمایش انتخابات ریاست جمهوری

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

.........در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی که از آزادی عقیده و بیان و مطبوعات خبری نیست، در شرایطی که آزادی ایجاد تشکل و فعالیت احزاب سیاسی وجود ندارد، در شرایطی که ابتدائی ترین آزادی های سیاسی از مردم سلب شده است، در شرایطی که هر گونه ندای حق طلبانه با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می گیرد،  در شرایط وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و فیلتر  های سیاسی و ایدئولوژیک دیگر، و در شرایطی که تقلب، جعل و دغلکاری از ابتدا تا انتها بر پروسه انتخابات سایه افکنده است، در این شرایط مکانیسم انتخابات هیچ ربطی به دخالت آزادانه مردم در  تعیین سرنوشت جامعه ندارد. در نظام جمهوری اسلامی انتخابات مضحکه ای بیش نیست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حزب دمکرات کردستان-ایران و انتخابات ریاست جمهوری در ایران

جمال بزرگپور : حزب دمکرات کردستان- ایران ( منبعد حدک) اخیرا با انتشار بیانیه‌ای در رابطه‌ با دهمین دوره‌"انتخابات" ریاست جمهوری در ایران  اعلام موضع کرده و همانطور که‌ انتظار میرفت ، اگر چه با بیان ایراداتی به‌ پروسه برگزاری "انتخابات" خود را برای شرکت در این مضحکه‌ که‌ از جانب جمهوری اسلامی  سازمان داده شده‌ است آماده میکند.

 حدک در بیانیه‌ خود  از مهدی کروبی یکی از کاندیداهای پست ریاست جمهوری، پشتیبانی کرده‌ است ، چون گویا  ایشان در برنامه‌ تبلیغاتی خود "ابتکار تازه‌ای" بخرج داده‌ ، تامین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی را در برنامه‌ خود گنجانده است!!.

آمدن عنوان حقوق اقوام در برنامه‌ تبلیغاتی کروبی، حدک را به‌ شعف انداخته تا جاییکه‌ آنرا  اقدامی "علنی و بدون پرده‌‌" و "گامی مهم" در طرح  خواست و مطالبه‌ مردم کردستان مینامد که‌ گویا در طول 30 سال گذشته‌  این برای اولین بار است که‌ از جانب کاندید پست ریاست جمهوری این حقوق اگرچه‌ تحت عنوان اقوام تاکید و طرح میگردد. بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

مارکس در زندگی خصوصی

 

بمناسبت 5 ماه مه زادروز مارکس

نوشته : پـُل لا فـا رگ
برگردان فارسی: رضا نافعی (وبلاگ "آینده ما")
 

این ترجمه کار روزگار برنائی من است که در یکی از نشریات آن زمان نیز منتشر شد. تجدید انتشار آن را به دومناسبت بجا دانستم: یکی آن که به گزارش رسانه های جهانی مارکس بار دیگر صدر نشین محافل گشته است . چه از سوی راه جویان تازه نفس که در پی آثارش می گردند تا راه از چاه باز شناسند وچه از سوی آنها که به گوشه تنهائی رانده بودندش و اینک گرد از چهره آثارش می گیرند که :
" از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است". به باور آنها که می شناسندش اندیشه هایش هنوزطراوت بهاری دارند .
مناسبت دوم زادروزش در پنجم ماه مه است. مارکس در سال 1818 در آلمان چشم به جهان گشود و خود در کار گاه 65 ساله حیاتش جهانیان را چشم گشود. او بود که پاسخ این پرسش چند هزار ساله بشری را یافت: راز این چیست که بیشترین مردمان زحمتکش جهان تنگ دستند؟ و چگونه می توان از این ورطه جا دوئی راه به در برد؟
از شگفتی های روز گار این که: سخنانش چنان بر دل و جان تهیدستان نشست که آن را در اندک سالیانی در جهان پراکندند " تا توانائی بهتر را پدید آرند " . در پی آن گیتی پر آشوب شد و سونامی اجتماعی نظم کهن را آنچنان در هم ریخت که دیگر بازگشتنی نبود. هیچ یک از اندیشمندان زمینی وپیام آوران آسمانی نه پیش و نه پس از او با چنین اقبالی از سوی مردمان روبرو نگشته بودند. از آن روزگار تا امروز، از آنجا که آفتاب بر می خاست تا آنجا فرو می خفت ، زرد و سرخ ، سپید و سیاه به بوی آن که از این گرداب نکبت بار اجتماعی که در آن غوطه ورند به در آیند، پرچم این آرمان را بر افراشتند.
آنچه از این پس می خوانید زندگی نامه تمام نمای او نیست. سخنان دوستانی است که با او زیسته بودند. او را در زندگی روزمره می شناختند و خود دیده بودند که او چگونه بود، چه می کرد و چگونه روزگار را با نزدیکانش بسر برد. صحنه هائی کوتاه اما خواندنی که اندک اندک، هر چند روز یکبار ، بخشی از آن را می خوانید.
پل لافارگ را برجسته ترین رهبر متفکر سوسیالیسم در فرانسه دانسته اند. او شاگرد مارکس و همسر لاورا Laura، دختر او بود.

خـاطـرات پُل لافارگ (1842-1911) از کارل مارکس


بیست و چهار سالم بود که او را برای اولین بار دیدم. هنوز دست در کار نوشتن " سرمایه "بود که دوسال بعد در سال 1867 جلد اول آن منتشر شد. چندان سر حال نبود و نگران که نتواند کارش را به انجام رساند. جوانان را با گرمی می پذیرفت و می گفت "باید مردانی را تربیت کنم که پس از من کار گسترش کمونیسم را دنبال کنند. می گفت "دانش نباید وسیله کسب لذات خود خواهانه شخصی باشد. آن کسانی که چون روی به دانش آورده اند خود را سعادتمند می دانند، درعین حال باید بتوانند از نخستین کسان باشند که دانش خود را در خدمت بشریت قرار دهند". "برای جهان کار کردن" یکی از تکیه کلام های مطلوبش بود. بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 11:59 PM  توسط محمد ولدی  | 

 

... مادامیکه افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی واجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند - در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود ... و .ا .

صحفه مقالات مرتبط مارکسیستی کارگری    

قطعنامه كارگران ايران

                           به مناسبت اول ماه مه روز جهاني كارگر

اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه كارگر و روز جوش و خروش كارگران در سراسر جهان براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري و بيان خواسته هاي آنان جهت برپايي دنيايي عاري از ستم و استثمار است .

امسال ما كارگران مراسم اول ماه مه را در شرايطي برگزار مي كنيم كه نظام سرمايه داري در گرداب يك بحران عظيم اقتصادي ويران كننده تري فرورفته است و در حال دست و پا زدن براي نجات خويش بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دو اوتوپى

و. اى. لنين : اوتوپى کلمه‌اى است يونانى؛ او بزبان يونانى يعنى "نه" و توپوس يعنى مکان. اوتوپى يعنى مکانى که وجود ندارد، يعنى تخيل، پندار، افسانه. اوتوپى در سياست، آن نوع آرزويى است که برآورده شدنش نه در حال حاضر و نه بعدها هرگز ممکن نيست - آرزويى است که بر نيروهاى اجتماعى متکى نيست و رشد نيروهاى سياسى و طبقاتى آن را تقويت نميکند. هر چه آزادى در کشور کمتر باشد، هر چه تجلى مبارزه آشکار طبقات کمتر باشد، هر چه سطح فرهنگ توده‌ها پايين‌تر باشد - به همان نسبت هم معمولا اوتوپى‌هاى سياسى آسانتر بروز ميکند و به همان نسبت مدت طولانى‌ترى پابرجا ميماند. بقیه در ادامه مطلب

اول ماه مه، دولت و سندیکاها در ترکیه

نادرساده

اول ماه مه در حالی فرا می رسد که اوج گیری بحران سرمایه داری در جهان، ترکیه را نیز متاثر ساخته وبا بسته شدن کارخانه ها به شمار بیکاران افزوده گردیده است.

 طبق برآورد های مرکز آمار ترکیه درمقایسه با سال گذشته  تولید صنعتی این کشور 23درصد و تولید ماشین خودرو 59 درصد کاهش داشته است.(*1) با این وجود  دولت محافظه کار – اسلامی تیب رجب اردغان بکلی منکر تاثیر پذیری ترکیه از بحران اقتصادی در جهان و منکر بیکاری رو به تزاید دراین کشور است. جنبش کارگری ترکیه اما بر بستر بحران اقتصادی موجود ناچاراست خواست بیکاران و شاغلینی که سطح دستمزد آنان پایین قراردارد را مورد توجه ویژه قراردهد و خواستهای واقعی کارگران را دراول ماه مه نیز مطرح نماید. بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 3:14 PM  توسط محمد ولدی  | 

 

برای جلوگیر از دیپورت شدن پیمان پیران دست به دست هم دهیم

 رفیق پیمان پیران از سرشناسترین فعالین چپ دانشجویی و از بنیان گداران چپ رادیکال که بعد ها به داب موسوم شد،هم اکنون در کشور نروژ در مرز دیپورت به ایران است،بنا به اخبار رسیده مسئله ی دیپورت پیمان مربوط به پرونده ی قبلی پناهندگی ایشان در کشور سویس می باشد.دلیل دیپورت پیمان هر چه که باشد از نظر من مهم نبست،آنچه از نظر من مهم است در خطر بودن جان انسانی که زمان طولانی ای از عمر خود را در سیاه چال های رژیم جمهوری اسلامی و چند ماهی از عمرش را نیز در زندان کشور های اروپایی به سر برده است.

پیمان پیران در هر کجای دنیا که باشد حاضر نخواهد بود ظلم ونابرابری نظام سرمایه داری را قبول کند و همواره علیه ان خواهد جنگید به همینن خاطر در اروپا زندانی میشود،در ایران نیز به همین شکل.

ایستادگی صداقت و مبارز بودن پیمان بر کسی پوشیده نیست.پیمان اگر هم دیپورت شود تسلیم نخواهد شد.

انچه توجه من را به خودش جلب کرد این است که سایت ازادی برابری سایت به حساب دانشجویان ازادی خواه و برابری طلب در قبال وضعیت پیمان سکوت کرده است و دست اندر کاران این سایت تاکنون این خبر را در این سایت درج نکرده است،پیمان اگر چه خود از جمله ی کسانی بود که در کار به روز کردن سایت قبل از دستگیری ها  ی ۱۳ آذر نقش داشت امروز عدهای از رهبران وسخنگویان قلابی داب حاضر نیستند خبر خطر دیپورت پیمان را در سایت درج کنند.همان کسانی که خود را قیم داب میدانند و خواهان رهبری داب بودند.

مردم انقلابی احزاب و سازمان های سیاسی جان پیمان پیران در خطر است،امروز هر انسان ازاد اندیشی در هر کجای ایران که باشد یا در هر جای دنیا پیمان پیران را میشناشد و او را به عنوان نماد مقاومت وایستادگی معرفی مینماید،لذا از شما خواهشمندیم برای جلوگیری از دیپورت پیمان تلاش کنید و به هر طریقی که ممکن است در پی نجات او بر ایید.

حسن معارفی پور

http://star-north.blogfa.com/

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درباره لغو مجازات اعدام

بخشی از مصاحبه منصور حکمت 

خيلى روشن است .مجازات اعدام قتل عمد است. از پيش تصميم ميگيرند کسى را بکُشند و ميروند سرِ روزِ معينى طى مراسمى ميکُشند. اين براى کسى که با قتلِ نفس مخالف است يک عقيده طبيعى و يک نتيجه منطقى است که بگويد مجازات اعدام بايد لغو بشود، چون اين هم يک جور قتلِ نفسِ آگاهانه با نقشه قبلى است. ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخنی بافعالین کارگری

در ارتباط با کمپین جمع آوری امضا برای افزایش دستمزد

 به نقل از برنامه حزب و فعالین- تلویزیون کومه له

(فروردین 1388)

 .................کم کم روشن می شود که اگر نفس جمع آوری امضا بعنوان شکل معینی از اعتراض بخودی خود ایرادی در بر ندارد، اما محدود کردن مبارزه برای افزایش دستمزد به کمپین "جمع آوری امضا" نشاندهنده افق و سیاست معینی در درون جنبش کارگری است. این گرایش راست و سندیکالیستی درون جنبش کارگری ایران است که تلاش می کند مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها و دیگر مطالبات آنان را در چهار چوب تنگ قوانین ضد کارگری جمهوری اسلامی محصور دارد و اشکال و شیوه هایی از اعتراض را در پیش پای کارگران قرار دهد که برای دولت و خانه کارگری ها قابل قبول باشد...بقیه در ادامه مطلب

***مزد عادلانه برای روز کار عادلانه. انگلس

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری ناسیونالیسم کرد

هیئت تحریریه ی وبلاگ علیه ناسیونالیزم

برگرفته از سایت اشتی

21/1/1388

دلایل و زمینه های سر براوردن ناسیونالیسم کرد در کردستان و تبعات و اثرات مخرب ان وبر جنبش مردم کرد در این منطقه

ناسیونالیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و یک نگرش فکری،که سر براوردن ان به عنوان یکی از.زیرشاخه های  لیبرالیسم کلاسیک،خواستگاه اجتماعی واقتصادی  معینی دارد و به لحاظ تاریخی تیز این ایدئولوژی بورژوایی  به انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 برمیگردد.....بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کارگران بیکار و تولید ارزش اضافی بدون مزد

گزارش سال 1386مرکز آمار ایران، کل جمعیت فعال جامعه را چیزی حدود 29 میلیون نفر و شمار بیکاران را حدود 3 میلیون نفر اعلام کرده است. بر اساس تعاریف رسمی نهادهای دولتی بخش بسیار عظیمی از بیکاران جزء جمعیت بیکار به شمار نمی آیند. به عنوان مثال، میلیون ها انسان کودک و بزرگسالی که سال های پیاپی در حاشیه خیابان ها دست فروشی می کنند بیکار به حساب نمی آیند. دولت سرمایه داری همه اینان را با اعطای مدال « خوداشتغال» از معضل بیکاری رها ساخته است!! بازهم مطابق موازین مصوب دولت هر کس که نام خویش را در اداره کاریابی به عنوان متقاضی استخدام به ثبت نرسانده باشد یک انسان بیکار نیست. این عامل نیز به نوبه خودبقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دو ملاك در ارزيابى شخصيت انسانى


طرح مسئله

به شخصيت انسانى از زاويه هاى مختلف مى توان برخورد كرد و يا به بيان ديگر مى توان براى انسان شخصيت هاى مختلف تصور نمود، مانند شخصيت اخلاقى، شخصيت علمى، شخصيت عملى و غيره. براى ارزيابى هريك از اين شخصيت ها يعنى براى تشخيص آنكه فرد مورد ارزيابى ما انسان مثبتى است يا منفى، لايق است يا نالايق، داناست يا نادان، مترقى است يا مرتجع، ملاك هائى ضرور است تا با انطباق آن ملاك ها بر كردار ممتد و نمونه وار حياتى آن فرد، بتوان قضاوت و نتيجه گيرى كرد.

هدف ما در اين مقاله بحث در باره ملاك هاى ارزيابى شخصيت اخلاقى يا به بيان ديگر شخصيت بشرى و انسانى افراد است. چگونه مى توان دانست كسى نيك است يا بد، منفى است يا مثبت؟

انبوهى از صفات انسانى نيكو وجود دارد مانند عاطفه و وفادارى ، صداقت و صراحت، سادگى و فروتنى، عفت و خوددارى، بزرگوارى و جوانمردى، دلسوزى و مهربانى، بذل و بخشش، گذشت و فداكارى، ادب و نزاكت و غيره و غيره. برخى يك يا چند از اين صفات را مطلق مى كنند و آنرا الگوى قضاوت قرار مى دهند و واجد آن را نيك و فاقد آن را بد مي شمرند.

برخى، خيالپرورانه، در جستجوى انسان هاى كاملند كه همه صفات پسنديده را دارا و از همه خصائل نامحمود مبرى باشند. چنين خيالپرورانى بناچار در زندگى بسيار سر مى خورند.

برخى ملاك قضاوتشان عينى نيست ذهنى است يعنى حكم و قضاوت....بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 11:53 AM  توسط محمد ولدی  | 

 

انحراف شما برای انحلال تشکیلاتی کمونیستی بود

جوابی کوتاه به نامه اخیر انحلال طلبان به درون تشکیلات

محمد ولدی

Nehayat_1917@yahoo.com

 

"حزب بدون اینکه با تمام قوا بر ضد مخربین حزب مبارزه کند نمی تواند بموجودیت خود ادامه بدهد.

"لنین

انحلال طلبی بخودی خود بسادگی تفهیم نیست؛ جداً که باید هٌنر انحلال طلبی، هٌنری که در صدد است معانی و مفاهیم را به بازی بگیرد را فهمید و جدی تلقی کرد تا که وسعت دماگوژیش بیشتر نمایان شود. نامه اخیر منحلان کومه له و حزب کمونیست ایران (فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له) نه تنها قابل درک است بلکه باید تعمق کرد تا که بیشتر صحت تحلیلهای تشکیلات کمونیستی کومله و رهبری حکا در این مورد خاص را تفهیم شد. جمعی از این رفقای قدیمی کومله"منحلان امروز" در تاریخ مبارزاتی خویش معرف انسانهای انقلابی و فداکار کمونیست بشمار می امدند و جای اعتماد صفوف پیشمرگان و معتمد توده های کارگری بودند که امروز بنا به ماهیت فکری و خط مشی جدیدشان بمرور زمان بر بی اعتمادی و نامعتمد بودنشان افزوده می شود. این اولین بار نیست که جمعی به ظاهر مدافع سوسیالیزم با پیش گرفتن سیاست انحلال طلبی و انشعاب به دامان ناسیونالیزم میگروند و اعتماد انقلابی نشاٌت گرفته از تفکری کمونیستی را با اعتماد خلقگرایانه و پوپولیستی به باد میدهند.

انحلال طلبان در در در ادامه مطلب

                              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"آزادى" يعنى رهايى کامل از قدرت و حاکميت اقتصادى، سياسى و فرهنگى سرمايه و سرمايه دارى، يعنى رهايى از کليه روابط، مناسبات و نهادهاى اسارت آور و سرکوبگر جامعه بورژوايى، يعنى رهايى ازچنگال بردگى مزدى، رهايى ازانقياد طبقاتى، رهايى از سرکوب ماشين دولتى بورژوازى، رهايى از بى حقوقى سياسى و انقياد فرهنگى، رهايى از پيله مذهب و پندارها و قوانين و ارزش هاى خرافه آميز و عقب مانده جامعه موجود، رهايى از ستم هاى مذهبى، قدمى و جنسى، رهايى از فقر و فلاکت، جهل و خرافه و کل تبعيضات و مصائب جامعه بورژوايى.
8
"برابرى"، يعنى نه فقط برابرى حقوقى و قانونى، نه فقط برابرى شهروندان جامعه از هر قوم و نژادو جنسيت، بلکه برابرى در امکانات مادى، در دسترسى به ابزارهاى ارتقا وشکفتن استعدادهاى فردى و اجتماعى، برابرى در توليد و در زيست، برابرى در اعمال اراده در سرنوشت اقتصادى، سياسى و اداره جامعه خود ـ برابرى در بهره مندى از محصولات مادى و معنوى کار و تلاش اجتماعى و برابرى در مبارزه براى فايق آمدن بر هر عقب ماندگى وکمبود ـ برابرى اى که تنها با درهم کوبيدن مالکيت خصوصى بورژوايى بر وسايل توليد و مبادله، ازميان بردن بردگى مزدى و قرار دادن وسايل توليد و ثروت جامعه در مالکيت جمعى و اشتراکى کليه انسانهاى سهيم در فعاليت اجتماعى حاصل ميشود.                

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  در سالگرد اندیشمند و مغز متفکر، کارل مارکس

 

 شباهنگ راد

14 ماه مارس، 126مین سالگرد در گذشت کارل مارکس، اندیشمند، فیلسوف، نظریه‏پرداز و اقتصادان همه‏ی زمانه‏هاست. در حقیقت دوران و سرتاسر زندگی مارکس، دوران فراگیری دانش علمی و روشنگری علیه‏ی بیدادگری‏های حاکمان بود. مارکس مبارزه‏ی خود را در همان دوران جوانی و با پیوستن به حلقه‏ی "هگلی‏های جوان" آغاز نمود و در مدت زمانی کوتاه، به دیدگاه ماتریالیستی دست یافت و گام به گام به توضیح دیگر مسائل عدیده‏ای هم‏چون مکانسیم و نقش مناسبات سرمایه‏داری و چگونگی رهائی کارگران و زحمت‏کشان از زیر سلطه‏ی استثماگران پرداخت. توضیح و تفسیر جهان ناعادلانه و متعاقباً سامان بخشیدنِ ایدئولوژی نوینی در مقابل ایدئولوژی سرمایه، مارکس را به یگانه انسان و اندیشمند جهان تبدیل ساخت.

 

ارائه‏ی نقدِ مذهب از منظر ماتریالیستی، تدوین و اثر خارق‏العاده "مانیفست حزب کمونیست" بهمراه انگلس در سال 1848، مارکس....در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 10:7 PM  توسط محمد ولدی  |